| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
|
|||||||
| گروه های کاربری | ثبت نام و عضویت در انجمنها | کتابخانه | آمـار | لیست اعضا | گروه های کاربری | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
| فیلم و سینما بحث و تبادل نظر و معرفی فيلم های روز جهان |
![]() |
|
|
امکانات | حالات نمایش |
|
|
#11 | ||||||||
|
مدیر ارشــد
![]() تاریخ عضویت: 2006-07-24
شهر سکونت: land of destiny
رشته تحصیلی: کامپیوتر - سخت افزار
ارسالها: 5,025
تشکر: 10,164
11,193 تشکر در 3,456 ارسال
دریافت کتاب: 14
اهداء کتاب: 13
![]()
|
با سلام و تشکر فراوان بسیار عالی بود
میتونی در مورد جانی دپ هم بنویسی ممنون :!: |
||||||||
|
|
|
|
|
#12 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
با سلام
محمد جان حتما دفعه ی بعد درباره ی جانی دپ صحبت خواهم کرد •√بیوگرافی برد پیت: برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونی اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. .پدر او بيل كه در ابتدا راننده کاميون بود و سپس يک شرکت حمل ونقل تاسيس کرد با مادرش جين که يک مربی دبيرستان بود ، تصميم گرفته بودند که پسرشان را در يک محيط مذهبی بزرگ کنند. به هاولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلویزیونی بازی کرد. درست پس از تولد او آنها به اسپرينگ فيلد ميسوری نقل مکان کردند که براد تا زمان دبيرستان در آنجا بود. هنوز هم براد در هر کريسمس به خانه می رود و در آن منطقه صاحب يک قطعه زمين است .او يک برادر ويک خواهر کوچکتر از خود به نام های داگ و جولی دارد که رابطه خوبی هم با آنها دارددر سن ۱۴ سالگی برای اولين بار با ديدن جان تراوالتا در فيلم تب شنبه شب به بازيگری علاقمند شد براد در دبيرستان کيکاپو مشغول به تحصيل شد او دانش آموز خوبی بود .او در آنجا بيسبال وبسکتبال بازی مي کرد. زخم روی گونه او نيز بر اثر بازی بيسبال است ،با اين وجود اين واقعه اثری روی زيبايی و جذابيتش نگذاشت،چرا که براد خوش لباس ترين فرد بين دوستانش به شمار می آمد . در سال ۱۹۸۲ براد به دانشگاه ميسوری درکلمبيا رفت و در آنجامشغول به تحصيل در رشته روزنامه نگاری ( شاخه تبليغات ) گرديد ،او قصد داشت کارگردان هنری تبليغات شود. پس از ۴ سال تحصيل در حالی که تنها دو ترم ديگر به فارغ التحصيل شدنش مانده بود دانشگاه را ترک کرد. وقتي او براي اولين بار تصميم گرفت شانس خود را درهاليوودامتحان کند تنها با۳۲۵ دلاراندوخته و يک نيسان قديمی و كهنه به آنجا سفر کرداو به والدين ودوستانش گفته بود قصد دارد به کاليفرنيا برود تا در کالج مرکز هنری طراحی درپاساندا مشغول به تحصيل گردد. در اين باره مي گويد : اگر می گفتم که می خواهم بازيگر شوم انها فکر می کردند که ديوانه شده ام مردم در اسپرينگ فيلدبه فکر بازيگری نمی افتند لااقل مردم عاقل. برد شغلهای عجيب وغريب بسياری برای گذران زندگيش در هاليوود تجربه کرد.او يخچال حمل ونقل ميکرد،لباس خروس برای تبليغ در رستوران ال پولولوکو به تن می کرد در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود. البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند. در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید. رابرت رادرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است. اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت. در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود. مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند. تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیست با او همبازی شود.با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند. تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند. ![]() فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند. در همان سال برد پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد. برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد. فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد. برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد. برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود √بخشي از فيلمهایی که برد در آنها نقش آفرینی کرده: خوشحال با يكديگر (1989) طبقه برنده (1989) از ميان خط ها (1989) جوان هم مي ميرد (1990) تلما و لوئيز (1991) سراسر مسيرها (1991) جاني جيرپوش (1992) دنياي سرد (1992) عشق حقيقي (1993) كاليفرنيا (1993) داستان هاي پاييزي (1994) مصاحبه با خون آشام (1994) طرفدار (1994) هفت (1995) 12 ميمون (1996) خواب روها (1996) متعلق به شيطان (1997) با جو بلك آشنا شويد (1998) باشگاه مشتزني (1998) مكزيكي (2000) جاسوس بازي (2001) دسته يازده نفري اوشن (2001) آقا و خانم اسمیت(2005)(که جالب است بدانید در این فیلم با همسر خودآنجلینا جولی باهم خیلی زیبا و حرفه ای نقش آفرینی کردند) √خلاصه ی فیلمشناسی برد پیت: √برد پيت در فيلم تروا: به هر حال شانس به براد رو کرد و کارفرمايش او را روی لندن که يک مربی بازيگری بود معرفی کرد .اولين نقش سينمايی او در فيلم نيمه تاريک خورشيد(۱۹۸۸) بود .او حدود ۱۵۰۰ دلار برای ۷ هفته کار دريافت کرد. عموما گفته ميشود بيشتر ستارگان سينما با يک خوش شانسی معروف شده اند. قاعده هم بر اين مبنا بوده که با کنار کشيدن هنرپيشه اصلی از يک نقش راه را برای ستاره جوان باز می شد.در مورد براد نيز همين اتفاق افتاد. √بردپيت و كاترين زتاجونز در فيلم دوازده يار اوشن: در سال ۱۹۹۱ قرار بود ويليام بالدوين درنقش جی.دی درفيلم تلما و لوييز ظاهر شود،اما اين نقش رابخاطر درگير بودن در يک فيلم ديگر نپذيرفت و براد به جای او انتخاب شد،تا اين نقش را که اولين درخشش او درهاليوود بود بپذيرد.حضور کوچک اما تحسين برانگيز او درا ين فيلم به نقس يک جوان جذاب و زيبا توجه همگان را برانگيخت.و راه او را هموار کرد. √روابط ! : برد پيت در كنار همسرسابقش جنيفر آنيستون: همان طور که میدونید برد پیت به تازگی پیمان ازدواج خود را بعد از چندین سال زندگی با جنیفر آنیستون به هم زد و از هم جدا شدند !! به نظر میرسد که دلیل این جدایی اختلاف آنها بر سر بچه دار شدن بوده که جنیفر مخالف این امر بوده ! در هر صورت برد نیز بعد از طلاق گرفتن از جنیفر با آنجلینا جولی رابطه بر قرار کردهو ازدواج کردند و آنجلینا هم اکنون از وی بچه دار است. ![]() |
|
|
|
|
|
#13 | ||||||||
|
کاربر انجـــــمن
![]() تاریخ عضویت: 2006-08-25
ارسالها: 121
تشکر: 23
42 تشکر در 28 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
سلام خیلی خوب بود در مورد رابین ویلیامز هم چیزی داری؟؟؟؟
|
||||||||
|
|
|
|
|
#14 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
این بار به خاطر قولی که داده بودم درباره ی جانی دپ صحبت می کنیم
نام:جانی جان کريستوفر دپ سوم متولد ۹ ژوئن ۱۹۶۳ در اونزبورو واقع در کنتاکی امريکا اسم مستعار:اقای بوگندو(البته به انتخاب خودش) قد:۱۷۰ سانتی متر پدر: مهندس مادر:پيشخدمت برادر:دی٬پی٬دپ از سوی مجله امپاير به عنوان يکی از ۱۰۰ ستاره تاريخ سينما در سال ۱۹۹۵ شناخته شد. دخترش از ازدواج با ونسا پارادايس که در ۲۷ می ۱۹۹۹ متولد شد.رز ملودی دپ نام دارد. از سوی مجله امپاير مقام ۶۷ را در بين ۱۰۰ ستاره هميشگی سينما بدست اورد. در سال ۹۶ از سوی مجله پیپل به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان انتخاب شد. به خاطر تخريب يک اپارتمان در سال ۹۴ دستگير شد. با شرلين فين٬ جنيفر گری و ويونا رايدر نامزد بود. وقتی با ويونا رايدر سر صحنه فيلم ادوارد دست قيچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند که پس از جدايی aوn را حذف می کند و جمله واينونا برای هميشه به wino forever تبديل ميشود. در گروهی به نام THE KIDS نوازنده گيتار بود. در فيلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد. بين سالهای ۱۹۸۳تا ۱۹۸۵ با خواهر يکی از دوستانش در گروه موسيقیTHE KIDS ازدواج کرده بود.نام اين خانم که در گروه هم حضور داشت لوری ان اليسون بود. در ۲۰۰۱ يکی ار ۲۰ چهره دنيای سرگرمی شناخته می شود. در ويديو کلیپی سال ۹۱ تام پتی ظاهر می شود.نام کلیپ:در گسترده ای به غايت گشوده است. هر دو فرزندش از پارادايس يعنی ليلی و جک از روی اسامی دو کاراکتر اصلی فيلم افسانه ساخت ۱۹۹۵ نامگذاری شده اند. در تاريخ نامعلومی با همسرش ونسا پارادايس ازدواج می کند که تا به امروز دوام اورده. همسرش ونسا پارادايس يک خواننده و نويسنده آهنگهای پرطرفدار در کشورش فرانسه است.و از او با عنوان بازيگر رويايی نام می برند. دپ بابت بازی در هر قسمت سريا خيابان جامپ ۲۱ (۱۹۸۷) مبلغ ۴۵ هزار دلار دستمزد می گرفت. معروف است هر ماه بيش هزار نامه از طرفدارانش دريافت می کند. سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا يک شب زندانی شد. به خاطر لباسهای جين پاره ای که می پوشد معروف است. همچنان در هتل زندگی می کند و هيچ خانه و ماشينی ندارد. در زمان نامزديش با واينو رايدر در اتاق يک هتل می کردند. همسر اولش لوری ان در زمان ازدواج ۲۵ سال داشت در حالی که دپ ۲۰ ساله بود. يک نيمه سرخپوست بود. مدتی از طريق تلفن خودنويس می فروخت. سال ۹۴ بخاطر تخريب يک هتل راهی زندان شد. در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فيلم دزدان دريايی کارائيب موفق به دريافت جايزه بهترين بازيگر از سوی تماشاگران شد. به گفته دپ يکی از بزرگترين اشتباهات او بازی در فيلم به دنبال ناکجااباد در سال ۲۰۰۴ می باشد. ![]() رابرت دنيرو درباره او گفته:بدون جانی سينما چيزی کم داشت. اولين فيلم:نقش گلين لانتر در فيلم کابوس خيابان الم ساخته وس کريون (۱۹۸۴) سال ۹۷ فيلم شجاع را کاگردانی کرد که از نوشته های خودش بود. از فيلمها:بنی و جون٬ مرد مرده٬ سربزنگاه٬ دنی براسکو٬ ترس و نفرت در لاس وگاس٬ اسلیپی هالوو٬دروازه نهم٬ روزی روزگاری در مکزيک٬ دزدان دريايی کارائيب٬ به دنبال ناکجا اباد و ...... اخرين فيلم :چـــــــــــــــــــــار ی و کارخانه شکـــــــــلات سازی(2005) مهمترين نقش: ادوارد دست قيچی در فيلمی به همين نام ساخته تيم برتون در مقابل واينونا رايدر (۱۹۹۰) جمله معروف:در ۲۷ می ۱۹۹۹ هر انچه که انجام داده بودم يک جور خيال ياطل بوده وجود داشتن بدون زندگی کردن. خلـــــــــاصه..... جانی دپJohnny Depp : يکی از بهترين بازيگران فعلی آمريکاست و طرفداران بسياری دارد. در سال 1963 در ايالت کنتاکی به دنيا آمد ولی تمام کودکی اش را در فلوريدا گذراند. نام اصلی او جان کريستوفر دپ دوم است. در 17 سالگی از به اميد ستاره موسيقی راک شدن مدرسه را رها کرد.در سال 1984 سفری به لس آنجلس کرد و توسط همسر سابقش با نيکلاس کيج آشنا شد، و کيج او را برای بازی در فيلم کابوسی در الم استريت معرفی کرد.او در سال 1986 نقش کوچکی را در فيلم جوخه (Platoon) ساخته اليور استون بازی کرد.اما حضور دپ در نقش عجيب و غريب ادوارد دست قيچی(تيم برتن) در سال 1990 او را تبديل به يک ستاره کرد. جانی دپ بازيگر محبوب تيم برتن است. او به جز ادوارد دست قيچی در دو فيلم ديگر برتن يعنی ادوود (1994) و اسليپی هالو(1999) بازی کرده است.دپ با بسياری از کارگردان های مطرح دنيا مانند رومن پولانسکی( دروازده نهم)، امير کوستوريتسا( رويای آريزونا) جيم جارموش ( مرد مرده) و تری گيليام( ترس و نفرت در لاس وگاس) کار کرده است.جانی دپ برای بازی درخشانش در فيلم دزدان دريائی کارائيب: نفرين مرواريد سياه برای نخستين بار نامزد دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول مرد شد.... ![]() زندگی نامه به شکلی کلی: با نام جکسون کریستوفر دپ متولد 9 ژوئن 1963 در آنسبورو کنتاکی ،بزرگ شده در میرامار فلوریدا دانش آموخته دبیرستانی در میرامار فلوریدا. اخراج ازدبیرستان در سن شانزده سالگی . تشکیل گروه راک در سیزده سالگی نوازنده گیتار. با دیدن جانی دپ در نخستین فیلم هایش ماند بچه ننه بسیاری جذب اجرایش شدند. ولی معدودی اظهار داشتند که این مرد جوان یکی از عالیترین بازیگران و ستارگان نسلش خواهد شد . همه نمی توانستند از گستره پتانسیل ،هیجانات و شخصیت پردازی اش آگاه شوند. حدود پنج سال پس ار بچه ننه او را در دون ژوان مارکو جفت مارلون براندو و نه کمتر از او می بینیم. موفقیت او از جهات مختلف در هالیوود معاصر که به خشونت و جلوه های ویژه در فیلم هایی مشخص شده با اهمیت بسیاری به مردانگی شخصیت ستارگانی مانند استالونه و شوارتزینگر اشتهار دارد. عجیب به نظر می رسد پرسونای او بر روی ملاطفت ،حساسیت ،آسیب پذیری و عاطفه به همان اندازه ظرافت جسمی متمرکز شده است. این موضوع در بچه ننه آشکار بود ولی بیان قطعی خود را در ادوارد دشت قیچی که همان سال ساخته شد به دست آورد . پرسونای دست قیچی با بافتی محکم تر در دو فیلم سال 1993 در بنی و جون و چه چیز گیلبرت گریپ را می خورد ؟ گسترش یافت. هم فکرترین کارگردان خود را به غیر از برتون یافت. لاسه هالستروم فیلم سازی است که با حس ظریف دپ جفت و جور است. سه فیلم کاگردانی شده در 1994 و 1995 اجراهای شگفت آوری را بدون هیچ خیانتی به کیفیت و ارزشی پرسونای اولیه اش در بر دارد. آخرین فیلم این دسته لحظه ای از زمان فیلم ابلهانه و ظاهر قریبی است که ارزش استعداد دپ را ندارد. ادوود و دون ژوان دومارکو به همراه گیلبرت گریپ ممتازترین فیلم هایی است که دپ در آنها بسیار دور رفته. ادوود را تیم برتون دوباره پیوند داد و آنها با همکاری یکدیگر شخصیتی را رشد دادند که پرسونای دست قیچی را هم بزرگ می کرد و هم توسعه می داد. در ادوود برتون دپ مضحک،رقت آور ،غم انگیز در عین خال به طرز عجیبی الهام بخش است. دون ژوان دوماکوی دپ در برخی مسیرها کاملا با ادوودش به طور قابل توجهی به همان اندازه جسورانه است. دون ژوان دپ به وسیله تقابل با دون جیوانی حدودی گیج کننده است که قراردادهای فرهنگی دست و پاگیر را زیر پا می گذارد. او در آن واحد هم قهرمان و هم ضد قهرمان اپرا است . دون ژوان دپ با ادوود از این جهت متفاوت است که او قربانی توهم است. او حقیقتا زندگی مردم را تغییر می دهد. این فیلم به زیباترین شکل پایه های اساسی جذابیت و پیچیدگی پرسونا،تقاضای آشکار و قوی ترکیب شده با زنانگی بنیادی بالقوه بسیار زیاد آشکار می کند. البته ار بازی زیبا و کمدی او در دزدان کارایوئیپ نمی توان گذشت او به خاطر این فیلم کاندیدای اسکار بهترن بازیگر مردشد که البته جایزه به او نرسید. جدیدترین فیلم او چارلی و کارخانه شکلات سازی است. |
|
|
|
| کاربران زیر از hamedpersian برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#15 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
محمد رضا گلزار
گلزار اصلا آمده بود که معروف بشود و همین طور هم شد چه زمانی که در گروه آریان به عنوان گیتاریست فعالیت میکرد و چه بعد از آن که به صورت حرفه ای به سینما پیوست. این قادری بود که گلزار را پسندید و سام و نرگس را براساس فیلمی قدیمی در سال 78 ساخت و از حضور او استفاده گرد. گلزار در سال 1354 متولد شد و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است. پس از سام و نرگس که در آن نقش جوانی را بازی می کرد که در آستانه اعدام مورد عفو قار می گیرد . برای بازی در زمانه به کارگردانی حمید رضا صلاحمند (79) انتخاب می شود که یک اثر فوق العاده ضعیف بود . بالای شهر پایین شهر (80) ساخته اکبر خامین هم یک اثر شکست خورده بود و گلزار همچنان به خاطره چهره و جنجالهای مطبوعاتی اش مورد توجه قرار می گیرد تا بازی هایش در آثار سینمایی ، اما فریدون جیرانی با شام آخر در سال 80 موفقیت بهتری برایش فراهم می کند فیلم با بازی کتایون ریاحی گلزار و هاینه توسلی به فروش فوق العاده ای دست پیدا می کند .در این فیلم بود که بازی گلزار برای اولین بار جدی گرفته می شود. پس از آن در سال 81 همزمان در سه فیلم ظاهر می شود چشمان سیاه همکاری دوباره او با ایرج قادری به شمار می رفت که تنها به صرف گیشه ساخته شده بود و با داشتن مهره ای همچون گلزار که آن سالها در اوج شهرت قرار داشت ، هم به این مهم تا اندکی دست می یابد. زهر هم عسل هم تجربه جوانی به نام ابرهیم شیبانی بود .اما بر خلاف این دو کارکه جنبه تجاری اشان بر جنبه های هنری می چربید بوتیک حمید نعمت ا... هم بازی می کند . فیلم یک داستان اجتماعی را دنبال می کرد درباره دختری (گلشیفته فراهانی ) که آرزوهای طول و درازی در سر دارد و در این میان با پسری آشنا می شود (گلزار)که در بوتیک کار می کند ، آشنایی آنها باعث می شود تا به درون خواسته های جوانی نقب بزنیم که حق خود را از اجتماع پیرامونشان می خواهند اما تاوانی که می پردازند سنگین است.بازی گلزار در این فیلم پخته تر نشان می دهد او اگر فرصتهایی لازم در اختیارش قرار بگیرد می تواند مهره مو ثری باشد. حضور فیزیکی گلزار این بار نه تنها صرف زیبایی نیست بلکه روند داستان کمک شایانی می کند . از طرفی خارج از دنیا سینما اتفاقاتی چند برای او پیش می آید ، جنجالهای پیرامون کار و زندگی اش دست به نشریات شایعه پرداز بالا می گیرد ، از ادامه فعالیتها ی تبلیغاتی وی جلوگیری به عمل می آید . و در ضمن پس از کش و قوسهایی از گروه آریان جدا می شود . سال 82 در دو فیلم کما کنار امین حیایی بازی خوبی ارائه می دهد و اکران 13 گربه روی شیروانی که از مضمون و ساختار بسیار متفاوت در سینمای فانتزی بهره می برد ، همراه می شود با رفتن او از ایران ، شایعاتی قوت می گیرند مبنی بر این که دیگر باز نمی گردد ، اما پس از مدتی می آید ولی دیگر شایعات کار خود را کرده بودند . از ادامه فعالیتهای بازیگری وی ممانعت به عمل می آید و ازآخرین بازی ها یش در گل یخ ساخته کیومرث پور احمدی پس از مدتها توقیف در سال 84 به نمایش در می آید که با استقبال خوبی همراه می شود . او در آخرین فیلمش با مهناز افشار زوج سینمایی قشنگی را تشکیل داده بودند فیلم آتش بس با اسقبال خوبی هم همراه شد. (تصاویر بعدا میذارم) |
|
|
|
| کاربران زیر از hamedpersian برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#16 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
كمدينها همواره راهي سخت و طولاني را براي مطرح شدن درسينما طي مينمايند. شروع كار آنها خيلي مشكل است زيرا فيلمنامههايي كه واقعا خندهآور و جذاب باشند كم هستند و اغلب بين كارها فاصله ميافتد. به همين دليل معمولا پس از چند فيلم، نوع بازي آنها تكراري ميشود و تماشاگر را خسته ميكنند. هيچ كمديني هر چندهم كه محبوب باشد نميتواند تنها با تكيه بر شخصيت خود و به طور نامحدود به بازيهاي مطلوب ادامه دهد. (ادي مورفي) و (استيو مارتين)مصداق بارز اين گفته هستند. آنها هر چقدر هم كه تلاش كنند در نهايت تبديل به يك هنرپيشه معمولي و قابل تحمل ميشوند.
در دنياي معاصر تنها يك كمدين وجود دارد كه گامي فراتر از ديگران گذاشته است . كسي كه هنوز هم پس از گذشت چند دهه تازگي خود را به همراه دارد و بيننده از بازي او لذت ميبرد. او كسي نيست جز رابين ويليامز. ![]() زندگينامه رابين ويليامز روز 21 جولاي سال 1952 در شيكاگو چشم به جهان گشود. ويليامز سالهاي كودكي خود را در شيكاگو، بلوم فيلد و ميشيگان سپري كرد. پدرش رابرت مدير يك شركت سازنده اتومبيل فورد و مادرش (لوري) مدل لباس بود. هر وقت پدر در كار خود ترفيع ميگرفت، آنها مجبور بودند به شهر ديگري نقل مكان كنند. وقتي به شهر (ديترويت) رفتند، آنهاصاحب يك خانه بزرگ چهل اتاقه! در يك مزرعه شدند ولي آن روزها براي رابين روزهاي سختي بود. او درباره كودكي خود ميگويد: (يك بچه قد كوتاه، خجالتي، چاقالو و تنها.) همكلاسيها هميشه او را اذيت ميكردند و رابين براي اينكه درمسير مدرسه با شكنجهگران خود رو به رو نشود، هر روز راه خود را عوض ميكرد. او بيشتر اوقات درخانه تنها بود و خود را با ست كامل سربازان اسباب بازياش سرگرم مينمود. در جواني تبديل به يك پسر ورزشكار شد. او عضو تيمهاي كشتي و پيادهروي شد و ديگر ياد گرفته بود كه چگونه بچههاي ديگر را بخنداند. والدينش نميتوانستند حس تنهايي او را برطرف نمايند. پدرش رابرت اكثر اوقات بيرون از خانه بود و در ضمن رابين احساس ميكرد از او ميترسد. مادرش لوري هم اغلب بيرون بود و رابين در واقع توسط خدمتكار خانه بزرگ شد. او ميگويد با اينكه ميدانستم دوستم دارند ولي بلد نبودند با من ارتباط عاطفي برقرار كنند. در واقع كار كمدي من از بچگي شروع شد. زماني كه سعي ميكردم مادرم را بخندانم تا توجهش به من جلب شود. با خود ميگفتم: اگر مامانم را بخندانم همه چيز درست ميشود ولي باز هم او هميشه با يك حس غريب كنار گذاشته شدن، بزرگ شد. حسي كه خود ويليامز از آن به عنوان (سندروم مرا دوست بداريد) ياد ميكند. پس از بازنشستگي زود هنگام پدر، خانواده او به كاليفرنيا و در نزديكي سانفرانسيسكو مهاجرت كرد. پس از فارغالتحصيلي از دبيرستان در سال 1969 وارد كالج پسران كلرمونت شد و به تحصيل رشته علوم سياسي و بازي فوتبال پرداخت. ترك تحصيل ويليام تحصيل در رشته علوم سياسي در دانشگاه كلرمونت را رها كردو بلافاصله به نيويورك رفت و در دانشگاه (جيلارد) به تحصيل رشته نمايش پرداخت. در (جيلارد) يك اتفاق خوب براي ويليامز افتاد. اول اينكه او در آن جا با (كريستوفر ريو)، جواني كه بعدها هنرپيشه نقش سوپرمن شد همكلاس و دوست بود. آنها با يكديگر پيمان بستند كه هر كدام كه در كار سينما موفق شد دست ديگري را هم بگيرد ولي اين قرارداد هيچوقت لازمالاجرا نشد چون وقتي بعدها ويليامز در نقش <مورك> فضايي ظاهر گشت، <ريو> خود يك سوپرمن شده بود. وقتي ويليامز به سانفرانسيسكو بازگشت به باشگاه كمدي <وست كلاست> پيوست و به بازيگري در زمينههاي نمايش و پانتوميم پرداخت. ويليامز در دهه هفتاد نمايشهاي خياباني اجرا ميكرد و در آن بسيار موفق بود. پس از اجراي يك سري نمايشهاي خندهدار در سالهاي 1977 و 78، ويليامز در يك فيلم به نام <روزهاي خوش> هنرپيشه مهمان شد و درنقش فردي به نام <مورك> ظاهر شد. مورك يك آدم فضايي عجيب و دوستداشتني بود كه از سياره اورك به زمين آمده بود. وي در سال 1987ناگهان با كانديدا شدن براي دريافت جايزه اسكار به خاطر بازي در فيلم كمدي درام <صبح بخير ويتنام> ساخته <براي لوينسون> كه درباره يك سرباز بيادب آمريكايي در ويتنام بود، نام رابين ويليامز در جرگه هنرپيشگان درجه يك قرار گرفت. در همان زمان مهارتهاي بداهه كاري وي مشهور شد و او به خاطر بيوقفه حرف زدنهايش معروف شد. ويليامز در سال 1988 درفيلم <ماجراهاي بارون مايچوزن > نقش كمدي ديگري را ايفا نمود. كارگردان ماجراهاي<بارون مايچوزن>، (تري گيليام) بود. موفقيت سينمايي بزرگترين موفقيت سينمايي و تجاري ويليامز با فيلم كمدي(خانم داوت فاير) در سال )1993رقم خورد. در اين فيلم او در نقش پدري بازي كرد كه از همسرش جدا شده است ولي به خاطر نزديك بودن به فرزندانش، خود را به شكل يك خدمتكار زن درميآورد. اين فيلم كه ويليامز يكي از تهيه كنندگان آن نيز بود، به كارگرداني (كريس كلمبوس) و بازي (سالي فيلد) و (پيرس برازنان) در كنار رابين ويليامز ساخته شد. خانم داوت فاير 200 ميليون دلار درآمد روانه جيبهاي ويليامز كرد و او را برنده جايزه گلدن گلوب نمود. بازي او در فيلم (روز پدر) در سال 1997 با استقبال چنداني مواجه نشد ولي در همان سال ويليامز با بازي درفيلم ديگري به نام (فلابر) كه كاري از شركت ديسني و برگرفته از فيلم <پروفسور كم حافظه(1961) بود، گام بلندي به سوي محبوبيت كامل در بين تماشاگران برداشت. سال 1997 براي ويليامز خبر خوشي را نيز به همراه داشت و او در آن سال به خاطر بازي در فيلم <شكار باحسن نيت> برنده جايزه اسكار بهترين هنرپيشه نقش مكمل شد. گفتني است ويليامز يك ستاره غيرمعمول در هاليوود است... يك هنرپيشه با استعداد كمدي كه ميتواند احساس صميميت را به بيننده انتقال دهد و حالت رمانتيك را به زيبايي اجرا نمايد. در سال 2002 او در فيلم <مترجم> بازي كرد. جديدترين فيلم او كمدي تلخي به نام (سپيد بزرگ) است. از فيلمهاي اخير ويليامز ميتوان به (خانهD) نوئل، نيويوركيها و اشراف اشاره كرد. سال 2006 شايد براي او سال مهمي باشد زيرا احتمالا شش فيلم او اكران خواهد شد. فيلمهاي (شنوندگان شب) ، (پاهاي شادمان) انيميشن (امپراطور پنگوئن) ، (شلوغي آگوست)، (مرد سال) و بالاخره (شبي در موزه.) نام ويليامز بارها تيتر درشت مطبوعات بوده و زندگي خصوصي او هميشه براي دوستداران سينما جالب بوده است. شايد اولين شايعات درباره او در اوايل كار حرفهاي وي بر سر زبانها افتاد. در آن زمان گفته ميشد كه او معتاد است و با هنرپيشه كمدي ديگري به نام (جان بلوشي) كوكائين مصرف مينمايد. اين شايعات تا زمان مرگ بلوشي در اثر مصرف مواد مخدر در سال (1982) ادامه داشت. ويليامز و همسر اولش (والري ولاردي) درسال 1988 پس از يك دهه زندگي مشترك از يكديگر جدا شدند و پس از آن او با (مارشا گارنسز) پرستار پسرش ازدواج نمود. او و گارنسز دو فرزند به نامهاي (زلرا) و (كودي) دارند. گارنسز هم اكنون شريك ويليامز در شركت توليد فيلم Blue wolf productions نيز است. |
|
|
|
| کاربران زیر از hamedpersian برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#17 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
نام: آلن دلون
تاريخ تولد: 1935 بيوگرافي: آلن دلون روز هشتم نوامبر سال 1935در «درسو» از توابع پاريس به دنيا آمد. نام پدرش فایبان و مادرش ادیت بود. زمانی که آلن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانوادهای دیگر واگذار شد. او در خانهای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود و آلن با بچههای نگهبان زندان همبازی بود. پس از چند سال پدر و مادر خواندهاش بر اثر حادثهای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه سواری،فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدریاش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقهای به این حرفه نداشت و در سن ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست. وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به عنوان چتر باز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. او در مورد خاطراتش در آن زمان میگوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف میزدم و به حرفهایم گوش میدادند». آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر و سپس نیز به عنوان پیشخدمت در کافههای مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانوادهاش زندگی میکرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافههای محل کارش رفت و آمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران «ژان کلود بریالی» بود. آنهایی که درباره زندگی او تحقیق کردند میگویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی میکرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنوارهٔ فیلم کن بروند. این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایهای به جشنواره رفته بود اما پس از بازگشت از جشنواره به یک سوپر استار تبدیل شده بود. چهره فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملا سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند و او بیشتر در نقش دزد و یا آدم کش اجیر شده بازی میکرد. در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلمهایی که او تهیه میکرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه مورد علاقه اش یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسبهای مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کمنظیر است و صاحب عتیقههایی است که بسیاری از آنها در موزهها به نمایش گذاشته شده است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد. زندگی خصوصی آلن دلون: اولین نامزد او «رومی اشنایدر» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. « آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس»ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند. اما یک حاثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم میگوید: «پسرم با من متفاوت است». آلن دلون در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۶ سالگی با «رزالی وان بیرمن» که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «فابیانی» شد. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس » در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت : «من در اکثر فیلمهایی که بازی کردهام یا دزد بودهام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمیکرده است که چه کاره بودهام، در همهٔ فیلمها تنها بودهام. نمیدانم اما فکر میکنم کارگردانها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند». ![]() وقتی زن دخالت می کند/1957 – کريستيان/1958 – زن ها طاقت ندارند/1959 – زير آفتاب سوزان، روکو وبرادرانش/1960 – شادی های زندگی،کسوف/1961 – شيطان و ده فرمان/1962 – يوزپلنگ، نغمه های زير زمينی،لالة سياه/1963 – قفس عشق،عصيانگر،رولز رويس زرد/1964 – زمانی که دزد بودم/1965 – آيا پاريس می سوزد؟،تگزاس در آنسوی رودخانه،فرمان گمشده/1966 – حادثه جويان،سامورايی،چاکر شيطان صفتان/1967 – داستان های شگف انگيز،دختری با موتورسيکلت، خداحافظ عشق من/1968 – استخر،جف،دستة سيسيلی ها/1969 – بورسالينو،دايرة سرخ/1970 – مدلی،سنج ها آهسته تر،بيوه کودرک،آفتاب سرخ/1971 – قتل تروتسکی،پليس/1972 – عقرب،معالجه با شوک،اولين شب آرامش،يک زمان.يک پليس/1973 – اسلحة بزرگ،دو مرد در شهر،سيلی،کريزی،سينه های يخ زده/1974 – انبارهای سوخت شده،نسل ارباب ها،بورسالينو و شرکا،زورو،کولی،داستان پليس/1975 – آقای کلاين،مانند بومرنگ/1976 – مرد شتابزده،آرماگدون، مرگ يک فاسد،توجه.دوبارة بچه ها نگاه می کنند/1977 – پزشک/1978 – هارمونی،کنکورد:فرودگاه 79،تهران1943/1979 – سه مرد برای قتل/1980 – به خاطر پوست يک پليس/1981 – ضربه/1982 – مخفی گاه(کارگردان)،عشق سوآن/1983 – داستان ما،اتاق های جداگانه/1984 – تسخير ناپذير،قول پليس،کفش های ايتاليايی/1985 – گذرگاه/1986 – پليس خوابيده را بيدار نکنيد/1988 – موج نو، ماشين رقص/1990 – بازگشت کازانووا/1992 – خرس بازيچه/1994 – روز و شب/1997. فيلم شناسی : پليس جسور (1988) به عنوان بازيگر گذرگاه (1986) به عنوان بازيگر پلنگ (قول يک پليس) (1985) به عنوان بازيگر ضارب (1983) به عنوان بازيگر ضارب (1983) به عنوان کارگردان به دنبال يک پليس (1981) به عنوان بازيگر به دنبال يک پليس (1981) به عنوان کارگردان سه مرد برای کشتن (1980) به عنوان بازيگر تنگنا (1979) به عنوان بازيگر دايره خونين (1978) به عنوان بازيگر گانگستر (1977) به عنوان بازيگر بازی با آتش (1975) به عنوان بازيگر اسلحه بزرگ (1974) به عنوان بازيگر بازگشت بورسالينو (1974) به عنوان بازيگر گانگستر ( Le Gang ) : خلاصه داستان : فرانسه سال های پس از خاتمه جنگ جهانی دوم ، دار و دسته های کوچک تبهکاری شکل گرفته است . رابرت ( آلن دلون ) رئيس يک گروه چهار نفره تبهکاری است که دست به سرقت های متعددی می زنند ، اما .... دايره خونين( Mort d'un Pourri ) خلاصه داستان : زمانيکه فيليپ ( موريس رونه ) بخاطر ساکت کردن ميشل سرانو سياستمدار فاسد که نتواند بغضی از حقايق را فاش کند او را به قتل ميرساند ، وکيل و بهترين دوستش گوستاوماشار ( آلن دلون ) برای سرپوش گذاشتن واقعيت درگير ميشود . ولی ناگهان گوستار خود را ميان توطئه ای که توسط سياستمداران فاسد طراحی ميگردد ميبيند ... پلنگ (قول يک پليس)( Parole De Flic ) خلاصه داستان : بخاطر تبرئه شدن قاتلين همسر دانيل پرات ( آلن دلون ) او خدمت پليس را ترک و به اتفاق تنها دخترش در آفريقا زندگی کرده است . پس از ده سال دخترش در فرانسه بدست گروهی که قصد پاک سازی افراد ولگرد و اوباش را دارند ، به قتل میرسد . پرت برای يافتن قاتلين دخترش به فرانسه باز مي گردد . کميسر استفان ( ژاک پرين ) بهترين دوستش را ملاقات می کند و با بازرس سابين ( فينا ژلين ) مسئول پرونده آشنا می شود و .... ضارب( Le Battant ) خلاصه داستان : پس از 9 سال ژاک دارنه ( آلن دلون ) از زندان آزاد می شود ( اتهام وی سرقت الماس هايی به ارزش 4ميليون فرانک و قتل يک جواهر فروش بوده است ). ژاک پيش همسرش کلاريس ( ماريه کريستين دسکوارد ) می رود در اين حين عده ای او را تعقيب می کنند و قصد دارند پی ببرند که وی الماس ها را کجا مخفی کرده است به عنوان اخطار دوستش را می کشند ولی به اينجا ختم نمی شود بعد کلاريس را می کشند .... به دنبال يک پليس( Pour Lapeau D'un Flic ) خلاصه داستان : شوکاس (آلن دلون) يک مامور سابق پليس است که اکنون يک کارآگاه خصوصی است روزی زنی به نام ايزابل پيگو (آنی آلن) به دفتر او می آيد و می گويد که بيش از يک ماه است که دختر نابينايش ناپديد شده. در همين حين کارآگاه پليس کوچيولی (دانيل کچالدی) نيز نزد او می آيد و می گويد که او نيز روی اين پرونده کار می کند. وقتی مادام پيگو با شوکاس تماس می گيرد و با وی قرار ملاقات می گذارد با گلوله به قتل می رسد از طرفی دو نفر مسلح نيز شوکاس را تهديد می کنند تا پرونده را پيگيری نکند اما او ادامه می دهد و ... سه مرد برای کشتن( Trois hommes à abattre ) خلاصه داستان : ميشل ژرفو (آلن دلون ) شب هنگام در جاده مجروحی را می بيند او را به بيمارستان می رساند ولی صبر نمی کند و می رود . فردای آن روز به اتفاق نامزرش بئاتريس ( داليا لازارو ) برای ديدن مادرش به محل اقامت او می روند در آنجا 2مرتبه عده ای قصد جانش را می کنند . ژرفو در روزنامه ، خبر کشته شدن 3نفر از جمله همان مجروحی که آن شب او به بيمارستان رسانده می خواند و متوجه می شود که احتمالاً سوء قصد به جانش به قتل آن سه نفر ربط دارد . او از دوستش انريک از اداره اطلاعات کمک می خواهد ولی زمانيکه به اتفاق او به منزلش می روند انريک کشته می شود .... اسلحه بزرگ( Big Guns ) خلاصه داستان : تونی آزنتا ( آلن دلون ) آدمکشی که در خدمت سازمان مافياست قصد دارد خود را بازنشسته کند . او اين موضوع را با نيک ( ريچارد کنت ) يکی از سران مافيا در ميان می گذارد . نيک در جلسه سران اين موضوع را مطرح می کند و آنان چون می دانند که تونی از اسرار بسياری با خبر است تنها راه را کشتن او می دانند . بمبی در اتومبيل تونی کار گذاشته می شود ولی اشتباهاً همسر و پسرش در اطن توطئه به قتل می رسند . اين حادثه باعث می شود تونی قصد انتقام از تک تک سران مافيا را داشته باشد . بازی با آتش( Flic Story ) خلاصه داستان : روژه بورنيش ( آلن دلون ) پليس سازمان امنيت کشور مامور رسيدگی به پرونده فرار بوئيسون ( ژان لويی ترنتينيان ) يک تبهکار حرفه ای می گردد . اما رئيس بورنيش شيوه کار او را نمی پذيرد و اين پرونده را از وی می گيرد و او را مامور پرونده قتل می سازد اما در حين رسيدگی به پرونده جديد ، بورنيش در می يابد که قاتل ، بوئيسون است و ... ![]() بازگشت بورسالينو( Borsalino And Co ) خلاصه داستان : بندر مارسی ، سالهای دهه سی پس از کشته شدن فرانسوا کاپلا ، شريک و بهترين دوستش رک سيلفردی ( آلن دلون ) گانگستری که به همراه فرانسوا قصد داشتند بندر مارسی را کاملاً زير سيتره خود داشته باشند ، عامل قتل را شناسائی می کند . او جنايتکاری بنام ول پن ( ريکاردو کوچيولا ) است که قصد دارد توزيع مواد مخدر را در مارسی توسعه دهد و سيلفردی و فرانسوا را مانع خود می دانسته است . سيلفردی که قصد انتقام از ول پن را دارد برادر او را از قطار به بيرون می اندازد و اين شروع جنگ گانگسترها در مارسی است. ![]() تنگنا( Le Toubib ) خلاصه داستان : آينده ای نزديک شروع جنگ جهانی سوم آسيا و اروپا . ژان ماريه دسپری ( آلن دلون ) جراح معروف فرانسوی که همسرش او را ترک کرده و دچار يأس و نااميدی و بيزار از هرگونه رابطه عاطفی است . او مسئول عمليات امداد هوايی پزشکی در منطقه کوهستانی در اروپا است . يک روز صبح گروهی از مجروحين توسط هلی کوپتر در قرارگاه تخليه می شوند . به همراه آنان هارمونی ( ورونيک ژانو ) پرستار جوانی که قرار است همکار دکتر ژان ماريه دسپری باشد وارد می شود . هارمونی به بشريت و آينده روشن آن با کمک خداوند ايمان دارد . به تدريج در حين همکاری ، آنان به همديگر علاقهمند می شوند ولی.. |
|
|
|
|
|
#18 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
جوليا رابرتز ( Julia Roberts ) ![]() نام اصلي: جوليا فيونا رابرتز متولد : 28 اكتبر سال 1967 بوده و هم اكنون 38 سال دارد. محل تولد: ايالت جرجيا در آمريكا قد : 175 سانتيمتر اين بازيگر تواناي سينماي هاليوود را مي توان يكي از برترين بازيگران سينماي جهان دانست و ايشان در زمانيكه دستمزد اكثر بازيگران سينما در حد پاييني بود به بانوي بيست ميليون دلاري هاليوود معروف شد و گران قيمت ترين بازيگر زن دنيا لقب گرفت. كه اين موضوع تا اكنون ادامه يافته و او همچنان در صدر بازيگران زن از لحاظ دستمزد مي باشد. اينك به خلاصه اي از فعاليتهاي او و شروع بازيگري در سينما مي پردازم : اولين فيلم او خون قرمز در سال 1986 ساخته شد و در سال 1989 به نمايش عمومي درآمد. جوليا در بسياري از فيلمهاي ساخته شده براي تلويزيون بازي كرد.اما بالاخره در سال 1990 او بزرگترين موفقيت خود را در برابر ريچارد گر در فيلم كمدي - رمانتيك زن زيبا به دست آورد و بوسيله آن فيلم كانديداي بهترين بازيگر زن در جشنواره بريتانيا شد. همچنين جوليا رابرتز در سال 1993 با خواننده اي به نام ليل لاوت ازدواج كرد و دو سال بعد از هم جدا شدند. پرونده پليكان اولين فيلم جوليا رابرتز بعد از ازدواج است. او در طي كمتر از يكسال در سه فيلم پرفروش بازي كرد: عروس فراري، ناتينگ هيل و ارين براكوويچ كه در سينماي هاليوود يك ركورد براي او حساب مي شود و باعث بالارفتن دستمزد او در فيلمهاي بعدي گشت. زيرا هر كارگرداني مي دانست كه بازي جوليا در فيلمش ضمانتي براي فروش بالاي فيلمهاي اوست. جوايز و افتخارات : او در هفتاد و سومين دوره مراسم اسكار 2001 براي بازي در فيلم ارين براكوويچ - كه براي آن بيشترين دستنمزد را هم گرفته بود - برنده اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن شد. ديگر جوايز : نامزد جشنواره بريتانيا: زن زيبا (1990) نامزد اسكار: فولاد مگنوليا (1989)، زن زيبا (1990) جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر زن سينماي درام براي فيلم ارين براكوويچ در سال 2001 بهترين بازيگر زن از نظر MTV Movie و همچنين BAFTA براي ارين براكوويچ در سال 2001 بهترين هنرپيشه زن سينماي كمدي از نظر گلدن گلوب براي فيلم زن زيبا در سال 1991 فيلم شناسي : فول فرونتال (2002)دلبران آمريكايي (2001)دسته يازده نفره اوشن (2001)مكزيكي (2001) ارين براكوويچ (2000)عروس فراري (1999)ناتينگ هيل (1998)عروسي بهترين دوستم (1997) همه مي گويند دوستت دارم (1997)نامادري (1996)تئوري توطئه (1996)چيزي درباره گفتن (1995) من دردسر را دوست دارم (1994)آماده و حاضر (1994)پرونده پليكان (1993)بازيگر (1992) مردن جوان (1991)هوك (1991)خوابيدن با دشمن (1991)كشتي هاي بخار مسطح (1990) زن زيبا (1990)فولاد مگنوليا (1989)پيتزا ميستيك (1988)رضايت (1988)با جا اوكلاهاما (1987)خون قرمز (1986) :wink: :wink: :wink: :wink: :wink: :wink: |
|
|
|
| کاربران زیر از hamedpersian برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#19 |
|
کاربر فــعــــــــــال
![]() |
نام : پيرس برازنان
نام اصلي: Pierce Brendan Brosnan متولد : 16 مي سال 1953 بوده و هم اكنون 52 ساله مي باشد. محل تولد: جمهوري ايرلند قد : 188 سانتيمتر ![]() اين بازيگر سينماي هاليوود كه در جمهوري ايرلند متولد شده است فارغ التحصيل انستيتو لندن مي باشد كه اين مؤسسه در واقع مركزي براي ايجاد خلاقيت در هنر مي باشد و شامل پنج كالج براي رشته هاي طراحي و ارتباطات است. گرچه اين بازيگر توانا در فيلمهاي بسياري ايفاي نقش كرده است اما بيشتر بواسطه اجراي نقش مامور مخفي انگلستان ( جيمز باند 007 ) شناخته مي شود. برازنان اولين بار سال ۱۹۹۵ با بازي در«چشم طلايي» به عنوان جيمز باند جديد سينمامعرفي شد. موفقيت اين فيلم از نظر مالي، با ساخت فيلم هاي بعدي ادامه پيدا كرد. او تا كنون در 4 فيلم از اين سري فيلمها نقش مامور اطلاعاتي را بازي كرده است. كه آخرين حضور او فيلم سينمايي « روز ديگر بمير » بود كه در سال 2003 ميلادي به نمايش در آمد و پرفروشترين فيلم اين مجموعه نيز بود . لازم به ذكر است كه مجموع فروش چهارفيلمي كه برازنان در آن نقش مامور 007 را بازي كرده است بالغ بر 5.1 ميليارد دلار مي باشد. به احتمال زياد اين بازيگر كه دوره ميانسالي را طي مي كند ديگر در نقش جيمزباند سينما حضور نخواهد داشت زيرا عوامل فيلم براي نقش پرتحرك باند بدنبال يك بازيگر جوانتر و مناسب براي اين نقش مي باشند گرچه خود برازنان از هم اكنون تضمين كرده است كه نسبت به سال 1995 كه اولين نقش جيمز باند را بازي كرد از نشاط و تحرك بيشتري برخوردار باشد. اما با اين وجود در گفتگوهاي خود اعلام كرده كه هيچ اطميناني براي حضور در اين نقش ندارد. عامل ديگري كه باعث شده عوامل ساخت جيمز باند به فكر پيداكردن بازيگر ديگري بيفتند اين است كه پيرس برازنان اعلام كرده است كه براي حضور در نقش مامور 007 مبلغ 42 ميليون دلار دستمزد مي خواهد ، كه اين نظر تهيه كنندگان را در تصميم خود مصمم تر كرده است. اما پيرس در پاسخ به آنها گفته است : « مبلغي كه او درخواست كرده در قبال اشك و خون وعرق و انرژي و تلاشي كه براي پايان فيلم مي گذارد قيمت منصفانه اي است.» جالب است بدانيد كه فيلم روز ديگر بمير كه با هزينه اي حدود 105 ميليون دلار پرهزينه ترين فيلم جيمزباند مي باشد در سه روز اول نمايشش در آمريكا توانست حدود 80 ميليون دلار بفروشد ، و همين امر تهيه كنندگان را دچار ترديد براي انتخاب نقش جيمز باند كرده است. آخرين حضور پيرس برازنان روي پرده نقره اي حضور در فيلمي تحت عنوان گاوباز مي باشد كه فيلمبرداري آن در مكزيك انجام شده است. او در اين فيلم نقش « جوليان نوبل » آدمكشي حرفا اي را بازي مي كند كه حين ماموريتي در مكزيك دچار مشكلاتي مي شود . اين بازيگر توانا عليرغم حضور در پروژه هاي گوناگون تا كنون موفق به كسب هيچيك از جوايز آكادميهاي مختلف نشده است. بخشي از فيلم شناسي اين بازيگر را در زير مشاهده مي كنيد : Remington Steele The James Bond Collection, Vol. 1 The James Bond Collection, Vol. 2 Mars Attacks! The World Is Not Enough The Thomas Crown Affair Goldeneye After the Sunset Dolphins Die Another Day |
|
|
|
| کاربران زیر از hamedpersian برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#20 | ||||||||
|
تــــــــــــــــازه وارد
![]() تاریخ عضویت: 2006-10-12
ارسالها: 735
تشکر: 1
247 تشکر در 143 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خیلی عالی بودن
اليزابت امينی متولد اسفند ماه سال 1354 در تهران و مجرد می باشد. وی تحصيلات خود را در رشته روان شناسی نيمه کاره رها کرده و به علت علاقه به حرفه بازيگری به مطالعه و تحصيل در اين زمينه اقدام نمود. اليزابت امينی دوره آموزش بازيگری را ابتدا در سال 1376 در آموزشگاه پويا شروع و به طور حرفه ای وارد کار تاتر شده و با دو تاتر کودک به گروه تاتر بزرگسالان وارد شده و برای اجرای نمايش سنگين الکترا مدت يک سال به تمرين این نمايش پرداخت که با کم لطفی هيات بازبينی مواجه شد و اين تاتر به روی صحنه نرفت. در سال 1379 و بخاطر بازی در فيلم خواب سفيد دعوت به تست بازيگری شد که اين فيلم آغازی برای شروع کار بازيگری خانم امينی شد. بعد از بازی در اين فيلم و به دليل علاقه و احساس نياز به آموزش هر چه بيشتر در آموزشگاه کيميای هنر مشغول به فراگيری اين هنر زير نظر اساتيدی همچون: بازيگری حرفه ای: آقای شريفی نيا و خانم حاجيان فن بيان و بازيگری حسی: آقای مهدی فتحی حرکات موزون: نادر رجب پور و ديدار قنبرزاده کارگردانی: خسرو شجاعی روان شناسی بازيگری: دکتر گرشاسبی دوره های مختلف و مفيدی را گذراند. خانم امينی تا آخر سال 1382، 12 کار تصويری را در کارنامه هنری خود دارند. لازم به ذکر است که خانم امينی حدود 10 ماه، به دليل مشکل شخصی کليه پيشنهادها را که عمدتاً فيلم های سينمايی بوده اند را رد کرده اند که دوره سکوت کاری ايشان محسوب می شود. ![]() فيلم تلويزيونی: - نسخه خطی (حسن فتحی) - 1382 - تردستی (حجت قاسم زاده) - 1381 ![]() - همسايه ها (حسين لطيفی) - 1380 - همراز (سامان مقدم) - 1381 - در کنار هم (فتحعلی اويسی) - 1381 - مونس (وحيد حسينی) - 1382 - بيگانه ای ميان ما (احمد امينی)-1382 - کمکم کن (قاسم جعفری) - 1383 - قصه های من و پوتی (امير فيضی) - 1384 - وفا (حسين لطيفی) - 1384 سينمايی: - خواب سفيد (حميد جبلی) - 1379 - سيندرلا (آقايان رسام و بيرنگ) - 1379 - توکيو بدون توقف (سعيد عالم زاده) - 1381 - يک روز معمولی (حسن فتحی) - 1381 - خنگ آباد (مهدی اباسلط) - 1384 - ايميل (مجيد هدايتی) - 1384 - قلقلک (مسعود نوابی) - 1384 "فيلم يک روز معمولی به جای پخش در سينما از تلويزيون پخش شد" خانم امينی تاکنون دو فيلم نامه بلند و چند فيلم نامه کوتاه را نيز به نگارش درآورده اند که با یاری حق و کمک اساتيد به زودی به تصوير در خواهند آمد. در پايان خانم امينی از آقاي جبلی به عنوان استادی همواره ارزشمند که به عنوان اولين فردی که ايشان را به دنيای تصوير هدايت کردند و همچنين آقای حسن فتحی که در شرايط سخت کار و روحیه ای، استادوار همواره هدايت گر و راه گشا بودند ذکر نام کرده و همچنين از همه بزرگان، پيشکسوتان، دوستان و همکارانی که ايشان را در اين راه ياري داده اند، کمال تشکر را دارند. ![]()
__________________
من يادم رفت روي صحنه فیلمم(فارنهایت11/9) از عوامل فيلم تشكر كنم. از آقاي بوش، آقاي چني پل ولفوويتز و دونالد رامسفلد.!!! http://img.photoamp.com/i/Z3wUvpc.jpg |
||||||||
|
|
|
| کاربران زیر از michael moore برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده | انجمن | پاسخها | آخرین ارسال |
| معرفی سایتهای علمی و كاربردی و مختلف | مصطفی | معرفی سایتها و وبلاگها | 26 | Sep-25-2009 10:25 |
| گرانترین بازیگران زن دنیا معرفی شدند | hastia | فیلم و سینما | 0 | Mar-01-2008 19:51 |
| تاپیک جامع معرفی نرم افزارهای مولتی مدیا | - - - - - | diamonds55 | نرمافزارهاي مالتيمديا | 0 | Jan-01-2008 00:35 |
| معرفی گرانترین بازیگران زن دنیا | M.B.M | فیلم و سینما | 6 | Dec-01-2007 10:13 |
|