| شما در سایت ثبت نام نکرده اید و یا وارد نشده اید ، لطفا از اینجا ثبت نام کنید تا به تمام امکانات سایت دسترسی داشته باشید . |
|
![]() |
|
|
|
#31 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
ای حضورمقدس خاموش !
درخاموشی به سوی " تو" می آیم . سکوت ، طریق ستایش ونیایش من است ، " تو" صدای سکوت را می شنوی. و پاسخ می دهی " خاموش ،خاموش ،خاموش" وآنگاه " آرامش، آرامش ، آرامش " |
||||||||
|
|
|
| 6 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#32 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
معبودم ! سیمای زیبای تورا – درساقه ی سبزه ها ، دربرگ درختان – درخارها وگل ها – درشبنم ها وزمزمه جویبارها – درباد وطوفان – ودرآب وآتش می بینم . درسکوت شب تورا یافته ام معبودم !
|
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#33 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
از همه چیز وهمه جا میگریزم كه تورا بیابم
د ر حالی كه تو در آن همه چیز و همه جا پنهانی |
||||||||
|
|
|
| 6 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#34 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار ادبیات
![]() تاریخ عضویت: 2007-11-04
ارسالها: 1,252
تشکر: 5,620
4,708 تشکر در 1,310 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
خدای مهربونم
خیلی چیزا باورم نمیشه كه خوابی بیش نبودن و حالا حقیقت شدن خدایا كمكم كن صداتو بیشتر بشنوم دستای منو بگیر نمی خوام هیچوقت از خونه دلم بیرون بری . می دونم منم كه تورو فراموش می كنم.همین فراموشی من كه تورو از من جدا می بینه خدایا كمكم كن شكر گذار نعمتهای بی انتهاتم
__________________
((محال ست ادمي بتواند چيزي را به دست اورد كه خودهرگز نبخشيده)) |
||||||||
|
|
|
| 7 کاربر از rainy_sky برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#35 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
در انتهاي هر سفر
در آيينه دار و ندار خويش را مرور مي كنم اين خاك تيره اين زمین پايوش پاي خسته ام اين سقف كوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خداي دل در آخرين سفر در آيينه به حز دو بيكرانه كران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام ‚ كجا نديده اي مرا ؟ |
||||||||
|
|
|
| 5 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#36 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
شما آن گاه که مرا يافتيد هنوز خودرا نجسته بوديد. مومنان همه چنين اند. ازين رو ايمان چنين کم بهاست.
اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد وخود را بيابيد. وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد، نزد شما باز خواهم آمد. دوستت دارم خدا كوچولوی تو |
||||||||
|
|
|
| 4 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#37 |
|
كارشناس تالار فيزيك
![]() |
زندگی مهاجرتی است به سوی خدا
|
|
|
|
| 5 کاربر از Galaxy برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#38 |
|
كارشناس تالار فيزيك
![]() |
هر او كه درختی نشانده به دانایی پروردگار رسید .........به درگاه دریا و آرامش آسمان خواهد رسید
|
|
|
|
| 5 کاربر از Galaxy برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#39 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
با باراني ترين نگاهم به درگاه ملكوتي تو پناه ميجويم ونام هاي مقدس تورا با ذره ذره
وجودم تكرار ميكنم: يانور... يانورالنور... يامنورالنور... ياكل نور... عاشقانه تو را مي خواهم واميد دارم كه مرا بي اجابت نخواهي گذاشت... وجودم خسته از آزمون هاي دشوار توست... مي گن صبر کوچيکت چهل ساله واي از روزي که تو بخواي چهل سال صبوري کني و ما بنده هاي کم طاقت تو نتونيم دووم بياريم...خداي مهربونم خسته ام!کي مي دونه درون اين چهره ي آروم من چي مي گذره غير از خودت... من همونم؟ نه! من ديگه حتي شب و روزت رو هم گم کردم.فقط اينو مي دونم که در سخت ترين و مهمترين جلسه ي آزمون تو قرار گرفتم؛ آره سخت ترينه چون که داري منو با عزيزانم با تکه هاي وجودم امتحان ميکني. تو هم مثل يه معلم سخت گير و دلسوز دست گذاشتي رو نقطه ضعفم...از خودت مي خوام که تو امتحانت دستم رو بگيري. گله اي نيست ؛ تورا به خاطر داشته ها و نداشته ها و گرفته ها ستايش... خدايا تو را تا ابد سپــــاس... |
||||||||
|
|
|
| 5 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
|
|
#40 | ||||||||
|
مدیر بازنشسته تالار معماري
![]() تاریخ عضویت: 2007-12-10
شهر سکونت: Macrocosm
ارسالها: 1,985
تشکر: 6,586
6,240 تشکر در 1,825 ارسال
دریافت کتاب: 0
اهداء کتاب: 0
![]()
|
معشوقا! عطشان عشقه عشقت بر شجره وجودم غوغا مي كند، سيرابش كن.
خدايا! جاودان آتشبان آتش عشقت در وجودم باش، ضجه عاجزانه ام را بشنو و روحم را، كه از فرط خستگي از انتظار ديدارت، سر به ديوار تن مي كوبد، عروج، مژده ده. مرا درياب در منتهاي فقر فضايل، مرا درياب در انتهاي كوچه هاي تنگ رذايل. مرا درياب در اعماق گندآب بي تو بودن و بياموز به من سبز بودنرا، به من بياموز جوانه زدن را. خداي من! مرا درياب در ميان گردباد دلبستگيها كه مي شكند ساقه وجودم را، وجودي كه هزار غنچه عشق دارد، هزار غنچه عشق. مرا درياب قبل از شكستن، پيش از آنكه در سياهي همچون يلداي گناهان محو شوم. اي ماندگار! اي ماندني ترين عشق! اي رعناترين! اي يكتا ياور ناز! اي شيرين زيستن! اي باعث بزرگي! اي بزرگ! اي جدا از من و با من! اي بي نياز از من و دوستدار من! اي استاد مهرباني! اي مهربان! اي صادقترين! اين صداي من است عاشقانه ترين صدايي كه مي خواند! صميمانه ترين سخن ها را در دوستي ات، كه بسي كمتر از دل است، مي گويم: از دست رفتن را براي به دست آوردنت با تمام وجود استقبال مي كنم و شادمان از مهر تو در سينه ام، به دنيا مي خندم. تو بگو چگونه سپاس گويم نعمات بي دريغت را، كه بر من فرو ريخته اي! آه! زباني نيست، عملي نيست، تحفه اي نيست در سپاس اين همه بخشايش. اين اشك هاي بي حساب، قصري از آينه خواهند شد نمايانگر تو در آسمان، براي عاشق ترين نادان! نادان ترين عاشق! اي تواناترين عشق! تواني ده بسيار، در گذشتن از بندگانت كه مي تواني،و مهرباني سرشار، بي كران، عظيم، بي نظير، پاك، خالص چنان خودت. ياري كن زندگي را، نه آن گونه كه هست، بلكه همان گونه كه بايد باشد، باور كنم. پاكترينم! به صداقت احساسم سوگند به پاكي خودت، دوستت دارم. اي تو در امروز و فرداي من! به خلوص كلامت سوگند، اين عشق سرشار را تو در سينه ام نهاده اي. شريفا! كار من به كارگيري تشبيه و استعاره نيست و مهارتي هم در نگارش ندارم. نمي دانم چه مي گويم تنها از گرمي خوب نگاهت حرفهايي مي گويم كه نشان دوستي بي حد من است. اما نه، نيست! بگذار بارانت را بر خود احساس كنم آه، اي بارش مكرر نور! بگذار به يقين در دوستي ات برسم و رود زيبايي شوم كه از ميان سبزه زاران به آرامي و طنازي و دلپذيري و رعنايي راه رسيدن به دريا را عاشقانه مي پويد و شايد در انتظار رسيدن نيست كه، شوق رفتن و در راه بودن، خود، شعفي عاشقانه است. |
||||||||
|
|
|
| 4 کاربر از SALEK برای ارسال مفید تشکر نموده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
| برچسب ها |
| مناجات, خدا |
| کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| امکانات | |
| حالات نمایش | |
|
|
|